صدراصدرا، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه سن داره

صدراي دوم

قيافه خدا

1391/5/4 14:54
نویسنده : محک
454 بازدید
اشتراک گذاری

يکی بود يکی نبود. يه روزی روزگاری يه خانواده ی سه نفری بودن. يه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از يه مدتی خدا يه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ماميده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت. پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می‌ترسيدن که پسرشون حسودیکنه و يه بلايی سر داداش کوچولوش بياره. اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زياد شد که پدر و مادرش تصميم گرفتن اينکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن.پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی سرش وگفت :
داداش کوچولو! تو تازه از پيش خدا اومدی . . . به من می گی قيافه ی خدا چه شکليه؟ آخه من کم کم داره يادم ميره ؟؟؟؟؟؟
(منبع : عمو امیر)
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به صدراي دوم می باشد